دو تن از نخستين نويسندگان دربارهٴ فنون آتشبازي در خور ذكر جداگانهاي هستند: ماركوس يوناني و حسن رَمّاح. از اولي جز اين چيزي نميدانيم كه نويسندهٴ كتاب آتشبازي و احتمالاً متعلق به اين دوره بوده است. اين كتاب شامل مجموعهاي است از نسخههاي مربوط به ادوار مختلف و يكي از آخرين آنها دستور تهيهٴ باروت است. اين ممكن است قديميترين نسخه، در نوع خود باشد (نسخهٴ بيكن مسلماً مجعول است). حسن رمّاح احتمالاً شامي بوده است؛ او در 1294، درگذشت. رسالههايي دربارهٴ فن جنگ بهطور كلي نوشت، ولي آنها شامل دستورالعملهاي آتشبازي، به ويژه شيوههاي تهيه و تصفيهٴ نيترات پتاسيم است.
2. شيشهسازي. بهخاطر اين كه استفاده از شيشه براي ظروف و در و پنجره ناگهان بسيار متداول شد، هنر قديم شيشهسازي رونق فوقالعادهاي يافت. در آن زمان مركز عمدهٴ ساخت و توزيع شيشه ونيز بود. دست كم در اين دوره، از هيچ اصلاح ويژهاي اطلاع نداريم كه بتوان آن را دقيقاً به شيشهسازان ونيز يا مورانو نسبت داد، ولي وجود چنين صنعت پررونقي بايد در گسترش شيمي موٴثر بوده باشد. مطابق معمول، اين تأثير بهخاطر رازداري حرفهاي سخت تقليل مييافت، با اين حال بايد آن را منظور داشت.
3. رنگها و مواد رنگي. رنگكاري. سنن مربوط به نقاشي و رنگكاري كه ما آن را در كليد نقاشي، آثار هراكليوس، تئوفيلوس راهب و ديگران دنبال كرديم در كتاب اندر باب ماهيت رنگها تأليف پير سنت اومري و ساير رسالههاي ناشناس ادامه يافت. اين موضوع براي تعداد روزافزوني از كاتبان، رنگكاران، نقاشان، رنگرزان و ساير صنعتگران اهميت پيدا كرده بود.
اين نيازها منحصر به عالم مسيحيت نبود. مسلمانان و يهوديان نسخههاي زيباي مُذّهب از كتابها فراهم ميكردند. هيچ رسالهاي را در اين باره، به زبان عربي از اين دوره نميشناسيم ولي دو رساله از ابراهيم بن يهودا بن حييم در دست است. يكي كه در 1262 (؟)، در لوله1، در پرتغال به اتمام رسيده، به زبان پرتغالي و به خط عبري نوشته شده است.
4. آبهاي نيروبخش و طبي. در مورد يكي ديگر از مآخذ افكار شيميايي ميتوان به رسالههاي طبي مراجعه كرد كه تهيه و خواص آبهاي شفابخش در آنها توصيف شده است.
بهترين نمونه، رسالهٴ آبهاي شگفتانگيز پدروي اسپانيايي است كه از دوازده
آب شگفتانگيز، از جمله الكل، اكسير حيات و ديگر حلاّ لها بحث ميكند. رسالههاي متعددي از اين قبيل به تئودوريك بورگونيايي، آلبرت كبير، آرنولد ويلانووايي، رامون لول منسوب است. ولي اغلب آنها بينام يا منسوب به موٴلفان اساطيري از قبيل هرمس است.2 از اين گذشته، از اين آبها در
D.W. Singer, Catalogue of Latin and vernacular alchemical MSS. in Great Britain,
section XX, pp. 639-685, Brussels 1930; Isis, no 12, p. 168; no 15, p. 299.